تبليغاتX
? قاصدك
 

بركات ويژه خدا بر شما اي مولاي مهربانم


 

نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 17:46 موضوع اهل بيت عليهم السلام | لينک ثابت


مستند شهادت حضرت زهرا در روايات اهل سنت

 

شهادت حضرت فاطمه (س) در روایات اهل سنت!

 

 

شهادت حضرت فاطمه (س)علیها در روایات اهل سنت

 

 

 

(( فتکون اول من یلحقنی من اهل بیتی

 

فتقدم علی محزونه مکروبه مغمومه مقتوله))

 

فرائد السمطین ج 2 ص 34

 

  

مقدمه:

مظلومیت فاطمه زهرا و شهادت جانگداز او توسط قاتلینی همچون ابوبکر و عمر و . . در عالم اسلام امری است که از نور خورشید هم واضحتر است. با این وصف از کسی که نمی خواهد خورشید را نظاره کند و یا اصولا چشم دیدن خورشید را ندارد نباید انتظار داشت به چنین حقیقتی اعتراف کند. زیرا خداوند در قرآن درباره اینان فرموده است: ((لهم أعین لا یبصرون بها )) برای آنان چشم هست ولی نمی بینند.

آری پروردگار ما از قدرت بینایی این افراد خبر داده است و دیگر نیازی نیست که ما اصرار بر دیدن و اعتراف اینها داشته باشیم. اما با گفتن حقیقت شاید بتوانیم دل سوخته مادرمان را شاد کنیم. و محبت خودمان را نسبت به او ثابت کنیم. پیشاپیش از در گاه مادر پهلو شکسته مان عذر خواهی می کنم اگر بیش از این نمی توانم در مسیر او قدم بردارم. از او دفاع کنم و مرهمی بر زخم او بگذارم.

 

1) تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه:

 

عده‌اي از بيعت سرپيچي كرده بودند و در نزد علي در خانه فاطمه‌ جمع شده بودند. پس ابوبكر عمر را به دنبال آنها فرستاد. و این هنگامی بود که حضرت علی و زبیر برای مشورت در امر خلافت نزد حضرت زهرا رفت و آمد می کردند عمربن خطاب با خبر شد و گفت:

(( ای دختر رسول خدا! به خدا در نزد ما کسی محبوبتر از پدرت نیست و پس از او محبوبترین تویی! و به خدا قسم این امر مرا مانع نمی شود که اگر علی و زبیر نزد تو جمع شوند دستور دهم که خانه را با آنها به آتش بکشند. ))

اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه بیرون رفت حضرت علی و زبیر به خانه برگشتند. پس فاطمه فرمود: (( می دانید که عمر نزد من آمد و به خدا قسم یاد کرده اگر شما ( بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید ) به خانه برگردید خانه را با شما آتش می زند؟؟ و به خدا سوگند که او به سوگندش عمل خواهد کرد.

1-کتاب المصنف ابن ابی شیبه ج 7 ص 432 حدیث 37045.

2-سیوطی مسند فاطمه ص 36.

3-ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج3 ص 975

4-تاريخ طبري ج 1 ص 1118.

5-الامامه و السيامه، ابن قتيبه، ج 1 ص 20-19

6-ازالة الخلفا، دهلوي هندي، ج 362/2

7-عقدالفريد، ابن عبدربة المالك، ج 2 فصل سقيفه

8- تاريخ ابن اثير، ج 2 ص 335.

9-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 56 چاپ بیروت از قول جوهری عالم قرن 4 و صاحب کتاب (( السقیفه و فدک ))

 

2) آمدن عمر با آتش به سوی خانه حضرت زهرا:

ابوبکر به علی پیام فرستاد تا با وی بیعت کند اما علی نپذیرفت. پس عمر با مشعلی آمد. فاطمه ناگاه عمر را با مشعلی در خانه اش یافت. پس فرمود:

(( یابن خطاب اتراک محرقا علی بابی؟! قال نعم. ))

ترجمه: (( یابن خطاب! آیا من نظاره گر باشم و حال آنکه تو در خانه ام را بر من به آتش می کشی؟ عمر گفت: بلی . . . ))

1-تاریخ ابی الفداء ج 1 ص 156.

2-عقدالفريد، ابن عبدربه ج 3 ص 64 چاپ مصر.

3-کنز العمال ج 13 ص 140 که همین موضوع را تایید می کند.

4-انساب الاشراف ج 1 ص 586حدیث 1184.

5-اسماعیل عماد الدین در کتاب (( المختصر فی اخبار البشر )) ج 1 ص 156 چاپ مصر.

 

3) هجوم عمر و عده ای به در خانه حضرت زهرا:

 

اسامي تعدادي از افراد كه به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند.

(( عمربن خطاب، خالدبن وليد، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عميس شماس، زيدن بن لبيد، سلمة بن سالمة بن وقش، زيدبن ثابت، اسيربن حضير((

علمای اهل سنت نوشته اند:

(( همه افراد داخل خانه بيرون آمدند مگر علي كه گفت : من قسم خورده‌ام كه در خانه بمانم تا قرآن را جمع‌آوري كنم. عمر قبول نكرد ولي اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبكر را تحريك كرد تا پيگير مسئله باشد و او قنفذ غلام خود را چندين بار دنبال علي فرستاد ولي جواب منفي شنيد. بالاخره عمر با جمعي از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صداي آنها را شنيد، ناله كرد. اي پدر، يا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبكر بن ابي قحافه چگونه با ما رفتار مي‌كنند. ))

1-عقدالفريد، ج 28 ص 322 و ج 3 ص 163.

2-تاريخ ابن شحنه، ج7 ص 164.

3-الامامه و السياسة، ج 1 ص 13.

4-اعلام النساء، ج 3 ص 1207.

5-شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19.

6-اثبات الوصيه مسعودي ص 123

7-الملل و النحل ج 1 ص 57 چاپ بیروت که عقیده نظام را در این رابطه بیان کرده است.

 

4) تذکر به عمر! و بی اعتنایی او در آتش زدن خانه:

 

عمر به خانه علي و فاطمه رسيد و آنها را صدا زد اما آنها اعتنايي نكردند و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت : سوگند به خدايي كه جان عمر در دست اوست يا بيرون مي‌آييد و يا خانه را با اهلش به آتش مي‌كشم.

به عمر گفتند: يا اباحفص! فاطمه در اين خانه است، حتي اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. (( اگر چه فاطمه باشد ))

و نیزمقاتل ابن عطيه مي‌نويسد : (( هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير وزير بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هيزم جمع كرد و در خانه را آتش زد. ))

1-اعلام النساء عمر رضا كحاله چاپ بیروت در قسمت حرف فاء ذیل نام فاطمه

2-الرياض النضره محب طبري ج 1 ص 167 و 341.

3- تاريخ الخميس ديار بكري ج 1 ص 178.

4-الامامه و السياسه ابن قتيبه ج 1 ص 12.

5- الامه و الخلافه مقاتل ابن عطيه ص 160

 

5) گریه فاطمه و به زور بیرون کشیدن حضرت علی از خانه و تهدید او به قتل:

 

در روایات اهل سنت آمده است که:

(( . . . تا آنکه ( عمر و اصحابش ) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دق الباب کردند. پس چون مردم صدای فریاد و گریه فاطمه را شنیدند در حالی که گریه می کردند متفرق شدند لکن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس علی را با زور از خانه خارج کرده و او را به طرف ابوبکر کشاندند پس به او گفتند بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: اگر بیعت نکنی به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را خواهیم زد؟! ))

1-الامامه و السياسه، ابن قتيبه ج1 ص 13.

2-اعلام النساء، عمررضا كحاله ج 4 ص 115.

3-انساب الاشراف بلاذری ج 1 ص 587.

4-اثبات الوصیه مسعودی ص 142.

5-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 6 ص 48.

6-السیره النبویه ابن کثیر ج 4 ص 495.

7-السقیفه و الخلافه عبدالفتاح عبدالمقصود ص 15.

 

6)لگد عمر بر حضرت زهرا:

 

ابن ابی دارم که ذهبی وی را (( الامام الحافظ الفاضل . . کان موصوفا بالحفظ و المعرفه )) خوانده، نقل کرده است:

(( ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن ))

ترجمه: (( عمر لگدی بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گردید. ))

و او این حدیث را مورد تقریر و تایید خود قرار داده است.

1-سیر اعلام النبلاء ج 15 ص 578

2-اثبات الوصیه مسعودی ص 142 تحت عنوان حکایه السقیفه.

 

7) شهادت حضرت محسن:

 

عبارات و احادیث مختلفی از علمای اهل سنت در این قسمت نقل شده که دو نمونه از آن ها را عینا نقل می کنیم و برای بقیه آدرس کتاب موردنظر را می نویسیم. قابل ذکر است که برخی از جاها (( علت شهادت حضرت محسن ضربه قتفذ و برخی از جاها ضربه عمر)) ذکر شده است:

ابن شهرآشوب سروی نقل می کند:

(( فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و همانا محسن که از ضربه قنفذ عدوی کشته شد. ))

مسعودی در اثبات الوصیه می نویسد:

(( . . آنان در هجوم به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد. ))

و نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت.

1- کتاب المناقب ج 3 ص 132 به نقل از کتاب (( المعارف )) ابن قتیبه دینوری

2-اثبات الوصیه مسعودی ص 142.

3-(( الملل و النحل )) شهرستانی ج 1 ص 57 چاپ بیروت.

4-ذهبی در کتاب المیزان الاعتدال ج 1 ص 139 رقم 552.

5-صفدی در الوافی بالوفیات ج 6 ص 17.

6-الاسفرائینی التمیمی در الفرق بین الفرق ص 107.

7-الحمویی الجوینی الشافعی در فرائد السمطین ج 2 ص 35.

8-ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 192 چاپ بیروت.

 

8) غضب حضرت زهرا بر ابوبکر:

 

علمای اهل سنت نقل کرده اند که حضرت زهرا فرمودند:

(( آنان ( ابوبکر و عمر ) جرمی مرتکب شدند که خدا خود بازخواستشان می کند و آنان را به حساب می کشد. ))

1-تاریخ خلفا ابن قطیبه ج 1 ص 19.

و از دیگر مطالبی که گواه خشم و غضب حضرت فاطمه بر ابوبکر و عمر و . . . می باشد خطبه ایشان در مسجد است که فرمودند:

(( . . . ای پسر ابوقحافه ( ابوبکر ) آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم! عجب افترای بزرگی و چه بدعتی است که در دین می گذارید؟ . . . به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی و هر مظلومی را پناهی خواهد بود. ))

1-بلاغات النساء ابوالفضل احمد ابن ابی طاهر متولد 204 ص 23 و 24 چاپ بیروت.

2- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص 78.

3-المناقب احمد ابن موسی که سند آن منتهی به عایشه است.

4-السقیفه ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری که به سندهای مختلف این خطبه را نقل کرده است.

و نیز در کتب مختلف اهل سنت نقل شده است که:

(( . . . فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت . . . ))

ترجمه: (( فاطمه بر ابوبکر غضب نمود. پس با وی قهر کرد و با او سخنی نگفت تا وفات کرد. ))

1-بخاری ج 5 ص 177 چاپ احیاء التراث وج 3 ص 38 کتاب المغازی و نیز در ج 2 ص 504 کتاب الخمس مشابه همین عبارت آمده است.

2-سنن الکبری بیهقی ج 6 ص 300 چاپ بیروت.

3-و نیز در کتاب مسلم ج 4 ص 30 کتاب الجهاد و السیر مشابه همین آمده است. و ج 1 ص 72 و ج 5 ص 153.

4-کفایه الطالب گنجی شافعی ص 225.

5-تیسیر الوصول الی جامع الاصول شیبانی ج 1 ص 209.

6-الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج 2 ص 126.

7-تاریخ الرسل و الملوک ج 2 ص 448.

8-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 122.

9-مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 144.

10-تنبیه و الاشراف ص 250.

11-الصواعق المحرقه ابن حجر الهیثمی ج 1 ص 12.

12- الاستیعاب ابن عبد البر ج 2 ص 144.

13-تاریخ الخمیس الدیار البکری ج 1 ص 193.

14الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 14.

15-البداء و التاریخ المقدسی ج 5 ص 66.

 

9)نفرین ابوبکر توسط حضرت زهرا:

 

ابن قتیبه در کتاب الامامه و السیاسه ص 14 می نویسد حضرت زهرا خطاب به ابوبکر فرمودند:

(( و الله لأدعون علیک فی کل صلاه أصلیها ))

ترجمه: (( به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. ))

و نیز علمای اهل سنت در کتب خودشان نقل کرده اند که حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر فرمودند:

(( إنی أشهد الله و ملائکته أنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی لئن لقیت النبی لأشکونکما ))

ترجمه: (( خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر ( ابوبکر و عمر ) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم نکردید. اگر پیامبر را ملاقات کنم از شما شکایت خواهم کرد. ))

1-الامامه و السیاسه ابن قتیبه ص 14.

2-کفایه الطالب گنجی شافعی باب 99.

 

10) غضب حضرت زهرا بر ابوبکر و عمر و اجازه ندادن به آن ها برای شرکت در تشییع جنازه و دفن شبانه او:

 

و باز علمای اهل سنت نقل کرده اند که:

(( فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها ))

ترجمه: (( هنگامی که فاطمه وفات کرد همسرش او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبردار نکرد و به او اجازه خواندن نماز بر او را نداد. ))

و در کتابهای دیگر که آدرس داده می شود باز یا مشابه و یا عین همین مطلب نقل شده است.

1-کتاب بخاری ج 3 ص 36 و ج 5 ص 9 و ج 7 ص 87..

2-کتاب مسلم ج 3 ص 1380 چاپ مصر.

3-المصنف حافظ عبدالدین محمد بن ابی شیبه ج 4 ص 141.

4-شذرات الذهب ابی فلاح الحنبلی ج 1 ص 15 چاپ قاهره.

5-الثغور الباسمه سیوطی ص 15 چاپ بمبئی.

6-تاریخ ابی ذرعه عبدالرحمان بن عمرو الدمشقی ج 1 ص 290 چاپ دمشق.

7-شرح نهج البلاغه این ابی الحدید ج 6 ص 50.

8-تاریخ یعقوبی ج 2 ص 115.

9-اکمال الرجال خطیب تبریزی ص 735 چاپ دمشق.

10-انسان العیون الشهیره بالسیره الجلیه شیخ علی ابن برهان الدین شافعی ج 3 ص 361 چاپ قاهره.

11-سنن الکبری بیهقی ج 4 ص 29 چاپ حیدر آباد.

12-مقتل الحسین ابوالموید موفق ابن احمد ص 83.

13-مجمع الزوائد الهیثمی ص 211.

14-طبقات الکبری ابن سعد ذهبی ج 2 ص 128 چاپ بیروت.

15-تهذیب الاسماء حافظ النوری ج 2 ص 353.

16-حلیه الاولیاء ابی نعیم اصفهانی ج 2 ص 42 چاپ مصر.

 

11) اعتراف ابوبکر به این جنایت عظیم:

 

در این قسمت به گفته های خود ابوبکر که به انجام این جنایت اعتراف کرده می پردازیم:

متقی هندی می گوید ابوبکر گفت:

(( ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند. ))

و در آدرس هایی که در پایین می آوریم مشابه همین عبارات و یا عین عبارات ایوبکر ذکر شده است.

1-کنز العمال ج 5 ص 631.

2-تاریخ الامم و الملوک ابن جریر طبری ج 2 ص 619.

3- مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 194.

4-المعجم الکبیر طبرانی ج 1 ص 62.

5-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 47.

6-ازاله الخلفاء دهلوی هندی ج 2 ص 29.

7-میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 215.

8-لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج 4 ص 219.

9-الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری ج 1 ص 18.

10-الاموال حافظ ابوعبید ص 194.


 

نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 22:42 موضوع | لينک ثابت


غروب

...

                              خورشید خون آلود غروب را که می بیند،

          وقتی اشکهای خشکیده آسمان را می نگرد که

                                                                بر دستان زمین نمی چکند ،

                              با خود زمزمه می کند :

(( ای خورشید زمان !

                          بیا ! نه بخاطر آسایش ما .

                                               نه بخاطر مشکلات ما ... نه ..

   بیا و فرهنگ بی عدالتی را ،

               فرهنگ خون ریزی را ریشه برکن ..

                                     که جهان پر از ظلم ، تو را می طلبد. ))

 

 


 

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 15:10 موضوع اهل بيت عليهم السلام | لينک ثابت


براي تبسم

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:8 موضوع طنز و تبسم | لينک ثابت


 

                  ماه ذي الحجه بر همه مسلمانان مبارك باد

 

 

         سالروز ازدواج امير المؤمنين و حضرت زهرا مبارك باد.

 

 

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:5 موضوع مناسبت ميلاد يا شهادت | لينک ثابت


تشرف

 

............................................    ديدار


هنوز هوا کاملا تاريک نشده بود. نماز مغرب و عشا را که تمام کردم سر به سجده کذاشتم:
« خدايا توجه مولايم را شامل حالم کن. محبت پدرانة حضرتش را در اين سفر به من بچشان. و در اين پنجاه و چهارمين سفر چهره ماه او را بر من هويدا کن ... »
-  اي مرد!  بلند شو .
-  اين کيست که مرا تکان مي دهد و مزاحم سجده من مي شود؟ شايد خادم مسجد است و فکر مي کند که به خواب رفته ام ؟
سرم را بلند کردم ، زني كه لباس خدمتكار تنش بود و در حدود 45 سال سن داشت گفت: 
- بدنبال من بيا. 
- ببخشيد خانم ! کسي با من کار دارد؟ به کسي بايد پولي بدهم؟

احساس عجيبي مرا بسوي او بلند کرد ، زن بدون حرف ، خيابانها را يکي پس از ديگري طي مي کرد زايران خانه خدا بسيار زياد بودند و هر کس بسويي حرکت مي کرد، برخي در مسجدالحرام دعا مي كردند . يكي شفاي فرزندش را از خدا طلب مي کرد و ديگري قبولي اعمال ، ديگري  خريدن خانه و زمين را . بعضي ها هم زيبايي بازار و اجناس خارجي چشمهايشان را بخود خيره کرده بود . بعضي از افراد هم سعي مي کردند که حواسشان به عباداتشان باشد . البته هرسالي که مي آيم به همين صورت است . اين مردم حتي به حج هم که مي آيند انگار به بازار رفته اند.
من در تمام اين راه تاريك نمي دانستم که هدف اصلي اين زن چيست. در نزديکي خانه اي رسيديم. بوي عطر دلنشيني به مشام مي رسيد. نوري که درون خانه بود كه قابل توصيف نبود .
 زن گفت :  از اين طرف بيا داخل، اينجا منزل حضرت خديجه است.
يک راه پله در سمت چپ و يک در که وسط ديوار بود. زن از راه پله بالا رفت . من محو نورانيت و جذابيت خانه شده بودم . با خود مي گفتم : «  دفعات قبل نيز به اين كوچه آمده بودم ولي امروز جور ديگري است ». رشته افکارم هنگامي پاره شد که صداي مردي مهربان و خوش صدا مرا به بالا رفتن از پله دعوت کرد. در دلم شور عجيبي بود . در افکار خود غوطه ور بود و آرام آرام پله ها را طي مي کردم و بالا مي رفتم. شعاع هاي نور چنان از درون اتاق بيرون مي آمد که تاريکي شب را احساس نمي کردم. جلو در که رسيدم شخص بزرگواري را ديدم که آثار جلال و عظمت در چهره داشت. شخص به من فرمود: «  اي حسن ! تو چنين مي پنداري که از ديدگاه من پنهاني؟! به خدا سوگند زماني بر تو نگذشت مگر اينکه من با تو بودم.»
آنگاه ايشان لحظه لحظه‌ي سفرم را برايم شمردند. دلهره و اضطرابم زياد شد. « خدايا اين شخص كيست ؟ آيا امامم حضرت مهدي است؟! خدايا کم کاريها و گناهان مرا مي داند؟! کاهلي ها و رفتارم را مي بيند . اخلاقم را ، کاسبي ام را ، خانواده ام را، ... »  متوجه نشدم که چه اتفاقي افتاد. انگار که بي هوش شده بودم.  لحظاتي بعد دست مرد مرا تکان مي داد و صدايم مي زد. چشمانم را باز کردم. محبوب عالم ، حضرت بقيه الله در کنارم نشسته بودند . آنکس که در پنجاه و چهار سفر به مکه ، خدمت ايشان نرسيده بودم.

*******
حال سالها گذشته است و من طبق دستور مولا ، در مدينه ملازم خانه جعفربن محمد – عليهم السلام – شده ام . از دفتري كه مولايم به من داده و در آن صلوات و دعا براي فرج نوشته شده ، هر روز مي خوانم. هر روز براي افطار كه به خانه خود مي روم كوزه ام پر از آب است و چند قرص نان در كنار آن. مي دانم كه مولايم بر آن چه نياز دارم آگاه است.

 

(كتاب روزنه اي به خورشيد – دكتر افتخار زاده - داستان تشرف حسن بن وجناء نصيبي ؛ ص98
كمال الدين و بحار الانوار اين داستان را نقل كرده اند)

 
 :)

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 23:58 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


رفتار امام عصر در زمان ظهور

**********************

****************************

 

مهر و غضب مهدي(ع) در زمان ظهور

 

       اگر به آسمان تاريخ بنگريد، قطعه ابري خواهيد ديد كه به پيش مي آيد و با وزش نسيم مهرباني، بارانِ رحمت را بر جهانيان فرو مي ريزد.

       انگار صداي پايي مي شنوم. صدايي كه نشان از گام‌هاي استواري دارد كه روبه سوي روزگاري روشن مي روند. روزگاري كه او مي آيد. از طواف كعبه مي آيد. با تبري بر دوش، تا بت‌هاي اعتقادي را بشكند و هوي و هوس را بر محور هدايت بچرخاند پس از آن كه هدايت بر محور هوي و هوس چرخيده باشد.

       او كه مي آيد بر مردم مسكين ترحم مي كند.(1) و آن هنگام كه از او بخواهند آنچنان عطا مي كند كه نتوانند حمل كنند(2) او نه تنها، مال مي بخشد كه قلب هاي امت رسول را نيز مملو از بي نيازي خواهد كرد.(3)

       او كه مي آيد قرض هاي شيعياني را كه توان پرداختِ قرض و دِين خود را از راهِ حلال گرفتارش شده‌اند خواهد پرداخت و شيعيانش را از اندوه قرض و دِين آسوده خواهد كرد(4)

       وجود او چنان پر خير و بركت است كه با ظهورش خداوند از هر مؤمني بيماري را برطرف مي‌كند و نيرو را به او باز مي‌گرداند(5)

       او كه مي آيد آنچنان معصومانه رفتار خواهد كرد كه به گفته جدّ بزرگوارش ((ساكنين‌آسمان و زمين از او راضي و خوشنود خواهند بود. )) (6)

       او كه مي آيد به شفاي دلِ انسان توجه مي كند و قرآن به مردم مي آموزاند آن گونه كه انگار يك بار ديگر به انسان فهم قرآن را مي آموزد كه او (7) (( مُلَقِّنِ اَحكامِ قرآن )) است.(8)

       اوكه مي آيد ساختمان سازي و تأسيسات شهري متحوّل مي شوند تا مسلمين در آسودگي و سلامت كامل باشند.(9)

       او انسان كامل است و در كنار نيمي از شخصيتش كه رئوف، بخشنده و خوشرفتار است؛ مردِ حقّ هم هست. او همچون كوه مي آيد تا ((عليِ عدالت)) را دوباره زنده كند و هماي رحمتي بر سرخورده‌گان و مظلومين عالم باشد؛ كه شيعيان در نهايت زاري هاي خود اين را اين گونه خوانده‌اند و مي خوانند: (( اَلسلامُ عليك يا مُعِزَّالْمومنينَ المستضعفين، اَلسلامُ عليك يا مُذِلَّ الْكافرينَ الْمُتكبِّرينَ الظّالمين.))(10)

       او كه مي آيد فرزندان قاتلين امام كربلا را كه گناهكار و تأييد كنندة گناه پدرانشان هستند(11) به تيغ انتقام الهي مي‌كُشد چه، اوج انحراف از اسلام را در طول تاريخ اسلام، در شهادت مظلومانه امام حسين(ع) شاهديم.

       او كه مي‌آيد مظلوميت اسلام را از او مي گيرد و بر بدعت گذاران خشم مي گيرد و  هرآنچه شيطاني است از آلات و اسباب قمار و لهو و لعب و طرب را بر مي چيند.(12)

       او كه مي آيد دستور دارد بر دشمنان دين خدا سخت بگيرد و دشمنانش را بكشد،(13)       كه اولين آنها، شيطان است و امام (ع) لحظاتي پس از ظهورشان شيطان را به جايگاه ابديش در جهنّم مي فرستد چون شيطان دو مركز دين اسلام را هميشه نشانه مي رفت يكي توحيد و ديگري مهدويت آن حضرت را.

       او كه مي آيد خداوند هميشه با اوست و هرگاه معجزه اي را از خداوند طلب كند خداوند او را اجابت مي كند آن گونه كه از باب نمونه، اين اتفاق كه گفته اند، روي مي دهد :

       روزي شخصي از امام، معجزه حضرت الياس را طلب مي كند و امام عليه السلام از روي دجله عبور مي كند و كفِ كفش آن بزرگوار، تر نمي شود. امّا طلب كننده منكِر مي‌شود، امام نيز به دجله دستور مي دهد كه آن فرد را در بر گيرد. آن مرد يك هفته در آب زنده است و فرياد مي زند: ((اين جزاي كسي است كه منكر امام زمان خود است!)).(14)

       اين گونه است هنگامي كه او ظهور مي كند: خوبان، خوبند و بَدان، نتيجة بدي خود را خواهند ديد.

به اميد ديدن آن روز پر افتخار

 

جهانگير اميري

بحمد الله ربّ العالمين

 

پي نوشت

 1. ستارگان درخشان ج14،محمد جواد نجفي، ص64 (حديث از امام حسين(ع)).

 2.همان ص70 (حديث از پيامبر اكرم(ص) به نقل از ابن ماجه يكي از علما و مورخين بر جسته اهل سنت).

 3. همان ص71 .

 4.همان ص126.

 5. كتاب غيبت نعماني، ص374 (حديث از امام صادق(ع) ).

 6. ستارگان درخشان ج14، ص 72 (حديث از پيامبراكرم(ص) ).

 7. كتاب غيبت نعماني، ص 375 (حديث از امام صادق (ع)).

 8. دعاي استغاثه به امام عصر(عج).

 9. ستارگان درخشان ج14، ص 129 .

10. دعاي استغاثه به امام عصر (عج).

11. ستارگان درخشان ج14، ص 127 (حديث از امام صادق (ع)).

12. همان، ص129.

13. كتاب غيب نعماني، ص269 (حديث از امام محمد باقر (ع) ).

14. ستارگان درخشان ج14، ص133.

 

پايان

 

*************************************************************

******************************************

 

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:44 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


هدیه ثواب به امام عصر

==========================================================

قسمت دوم:

 

چرا به ما شيعيان سفارش كرده اند تا ثواب اعمال خود را به امام عصر هديه كنيم؟

 

دوم: هديه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شريف از ديگر مصاديق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هديه و چشم ‏روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نيز رفع كدورتها است. روايات فراوانى از پيامبراكرم صلى‏الله عليه ‏و آله، در اين خصوص وارد شده است. به دو روايت‏ بسنده مى‏كنيم:

-      به يكديگر هديه بدهيد تا رشته محبتتان استوار شود؛ زيرا هديه محبت را بيفزايد و كينه و كدورت را از ميان ببرد. (3)

همچنين آن بزرگوار فرمود:

- هيچ كس نبايد هديه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4)

هديه كردن ثواب و پاداش اعمال پسنديده به امام عصرعليه‏السلام، از زيباترين و مستقيم ‏ترين راه هايى است كه بيانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به اين هدايا نيازى نيست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نيازمنديم و براى رسيدن به اين مطلوب، كدام راه مستقيم‏تر از هديه كردن پاداش اعمال نيكو به آن امام عزيز ؟

مرحوم «صدرالاسلام همدانى‏» در كتاب «تكاليف الانام فى غيبة الامام‏» يا «پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى‏» مى‏نويسد:

از جمله تكاليف بندگان در عصر غيبت امام عصرعليه‏السلام، هديه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ايشان است؛ زيرا اين كار باعث قبولى عبادات و ازدياد طاعات زياد بنده خواهد شد.

و در ادامه و به نقل از « سيد بن طاووس‏» روايتى را چنين مى‏آورد:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله عليه ‏و آله، اميرمؤمنان و اوصياى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پيش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گويند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهيا كرده است ... .(5)

هديه كردن پاداش اعمال به امام عصرعليه‏السلام، منحصر به ثواب نماز نيست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خير را مى‏توان مشمول اين نكته قرار داد. چنان كه مرحوم «سيد محمد تقى موسوى اصفهانى‏»، قرائت قرآن و غيره را مشمول اين نكته دانسته است. (6)

همچنين مرحوم طبرسى در«النجم الثاقب‏» حج كردن به نيابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و اين كار را از قديم در ميان شيعيان امرى مرسوم دانسته است.(7)

هديه نمودن پاداش اعمال نيك به ساحت قدسى حضرت مهدى عليه‏السلام، امر پيچيده‏اى نيست و به مقدمات عريض و طويلى نياز ندارد، همين كه انسان نيت كند ثواب اين عمل نيك هديه‏اى براى امام عصرعليه‏السلام  باشد، كفايت مى‏كند. چنان كه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هديه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پيامبر صلى‏الله عليه ‏و آله، و يا هر كدام از ائمه عليهم‏السلام، نيت مى‏كند و پس از سلام نماز بگويد: اللهم انت السلام و منك السلام يا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد.» اينها ركعاتى بود هديه به بنده‏ات محمد بن عبدالله ... .» (8)

طبيعى است كه اين هديه مى‏تواند به هر كدام از معصومين ديگر از جمله حضرت مهدى عليه‏السلام تعلق بگيرد. از اينها بگذريم هديه دادن پاداش اعمال نيك به حضرت ولى‏عصرعليه‏السلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدياد پاداش اعمال مى‏گردد و در حقيقت اين كار مُهر تضمينى است‏ بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از ساير شرايط.

چه نيكو و پسنديده است كه منتظران در غيبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نيز اهداى پاداش اعمال پسنديده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزيز غايب از نظر اعلام محبت كنند.

 

پى‏نوشت ها:

1 . سيد محمد تقى اصفهانى، مكيال المكارم، ترجمه، ج‏2، ص‏297.

2 . همان، ص ‏288/  النجم‏الثاقب، ترجمه، ص‏773 .

3 . نهج ‏الفصاحه،حديث 1189 .

4 . همان، حديث 2536.

5 . صدرالاسلام همدانى، پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، ص ‏225.

6 . سيد محمد تقى اصفهانى، در دوران غيبت امام مهدى عليه‏السلام، چه كنيم؟  ص‏11.

7 . النجم ‏الثاقب، ترجمه، ص‏774 .

8 . مهر محبوب، سيد حسين حسينى، ص‏86 .

 

 

============================================================

============================================================

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:26 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


چرا صدقه برای امام زمان ؟

 

چرا صدقه دادن براي سلامتي امام عصر سفارش شده است؟

 

اول: دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصر عليه‏السلام، از جمله تكاليفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصرغيبت ‏بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بى‏نياز از آن است كه منتظران، براى سلامتى‏اش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعيت از آن حضرت نشانه‏ها و علائمى دارد كه از آن جمله مى‏توان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود. و اين كار- همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامين مى‏شود نسبت ‏به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافاً اين كه بنا به روايتى از رسول مكرم اسلام؛ هيچ بنده‏اى ايمان نياورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1)

با اين حساب، اگر براى سلامتى خود، يا خانواده خودمان صدقه مى‏دهيم، اين كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزيزتر است اولى مى‏باشد؛ و چه كسى در اين خصوص عزيزتر و شايسته ‏تر از حضرت مهدى عليه‏السلام مي باشد؟ بر همين اساس است كه مرحوم «سيد بن طاووس‏» به فرزندش چنين سفارش مى‏كند:

«... پس در پيروى و وفادارى ... نسبت ‏به آن حضرت به گونه‏اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى‏خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاى خود مقدم بدار؛ آن هنگام كه نمازهاى حاجت را به جاى مى‏آورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوى خودت و عزيزانت قرار بده ...» (2)

چه نيكوست منتظران امام عصرعليه‏السلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نيازمندان صدقه بدهند.

بديهى است آن حضرت را به اين صدقات نيازى نيست، ولى همان طور كه گفته شد اين كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شريف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آيد. مضافاً اين كه برحسب روايات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت‏ حضرتش عرضه مى‏شود و چون آن بزرگوار، اين مقدار وفادارى را از ناحيه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مى‏گردند و كدام توفيق براى منتظران از اين بالاتر كه لبخند رضايت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالميان فدايش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشيم و در اين راه از بذل مال دريغ نكنيم، آيا آن منبع فيض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:23 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


در غیبت امام عصر چه فتنه هایی پیش می آید؟

*******************************

********************

                    

                                راه هاي نجات از فتنه هاي دوران غيبت

 

دوران غيبت ، دوران فتنه هاست . فتنه هايي كه دشوارترين امتحانات الهي هستند (1) و مهم ترينِ اين امتحانات ، « از دست ندادن دين » است . اين فتنه اي است كه امام رضا (ع) زمانش را هنگامي دانسته است كه سومين امام از نسل فرزندش به امامت مي رسد و اين دوران ، همان دوران امام عصر (عج) است . (2)

       دومين فتنه اي كه بر شيعيان وارد مي شود بدعت ها و دين تراشي هايي است كه مؤمن مي بيند ولي قدرت دگرگون كردن آن ها را ندارد . (3) اين فتنه آن چنان سخت و درهم كوبنده است كه دل مؤمن را همچون سرب كه در آتش قرارداده باشند ذوب مي كند . (4) و فتنة سوم ، فتنه اي است كه شيعيان در وجود امام عصرشان به شك مي افتند (5) و موجب گمراهي جمعي از شيعيان مي شود .

      پس از اين فتنه هاي فكري به فتنة اجتماعيِ درهم كوبنده اي برمي خوريم كه پايه هاي جامعة شيعه را به شدت سست مي كند و آن ، اين است كه دوستي ها و خويشاوندي ها از بين مي رود .(6 )

      وقتي جامعة شيعي به فكر برقراري ارتباطات اجتماعي سالمي نباشد و از دين و احكام و دستوراتِ درست ديني دور شود به مرحله اي مي رسد كه شيعيان به دشمنان ائمه مهر مي روزند و با دوستان ائمه دشمني مي كنند . (7)

     در حالي كه شيعيان بايد عكس اين رفتار ها را از خود بروز دهند . اين گرفتاري يا از آن رواست كه شيعيان به وظايفشان آشنا نيستند و يا همه ، يا گروهي از آن ها ، اصلاً شيعه نيستند يعني كساني هستند كه دوستي ائمه را دستاويزي ساخته اند تا در ميان شيعيان زندگي كنند و با قطع رحم و          مال اندوزي و به ضعف كشيدن ديگران به زندگي خود جلائي كاذب دهند كه حضرت حجت (عج) در يكي از سخنان خود به اين مسئله اشاره كرده اند .(8) در اين حال است كه حق و باطل به هم مي‌آميزد و حقيقت مشتبه گرديده در نتيجه ، انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمي شود .(9)

 

چه كنيم كه از اين فتنه ها نجات يابيم ؟

ائمة اطهار خود به اين سؤال پاسخ داده اند . اين بزرگواران در قالب دستوراتي ما را در جهت دفع اين فتنه ها راهنمايي كرده اند كه مهم ترين آن ها ، شناخت امام (عج) است (10) كه منظور از آن ، تنها يادگرفتن نام ها و القاب و تاريخ ولادت و غيبت آن حضرت نيست بلكه بايد جايگاه امام را در زندگي فردي و اجتماعي خود بشناسيم، و نيز سخنان و پيام هاي آن حضرت را بخوانيم و بفهميم و به دستورات آن حضرت عمل كنيم كه « شيعَتُنا الْمُسلِّمون لِاَمرِنا » ( پيروان ما كساني اند كه به امر ما گردن مي نهند ) (11) و او را دوست داشته باشيم كه در اين صورت حضرت علي (ع) به نقل از امام رضا (ع) از سوي خداي تعالي بهشت را براي چنين كسي ضمانت كرده است .(12) بايد دانست كه دوستي امام(عج) است كه نشان دهندة ميزان دين نسان است چرا كه « هَـلِ الـدّينُ الّا الْحُبُّ و الْبُـغْض ؟ » (13) در اين جاست كـه متوجه مي شويم مهم‌ترين دفاع، در مقابل فتنة « از دست دادن دين » توسل و تمسك به باورهاي درست ديني ، و كسب معرفت در زمينة امامتِ امام عصر ( عج ) و شخصيت و سخنان آن امام عزيز است تا آن جا كه ايماني مستحكم ، و اسلامي نيكو داشته باشيم در آن صورت است كه مولا امير المؤمنين علي (ع) ضامن ورود ما به بهشت خواهند بود .

     بعد از مرحلة اعتقادي ، بايد به مرحلة عملي هم توجه داشت كه ائمة اطهار بر مواردي انگشت گذاشته اند و اصرار داشته اند كه شيعيان در اين دوره ، بايد ابتدا و به عنوان مهم ترين وظيفه به خواندن نماز در اول وقت بسيار بها دهند در اين صورت است كه شيطان از آن ها ترسان است و نمي تواند آنها را وارد گناهان بزرگ كند . ( 14 )

 

     دومين كاري كه يك شيعه در اين دوره نبايد از آن غافل باشد تمسك به حبل متين الهي ، اين كتاب آسماني است چرا كه قرآن شفاي دل ها و آرامش بخش جان هاست ؛ اما نه قرآني كه تنها خوانده شود و در آيات آن تعمق نشود و به دستورات آن عمل نگردد و از آيات بهشتي آن دل قاري شاد نشود و از آيات مربوط به جهنم ، قاري به گريه و تأثر دچار نشود و از خداوند طلب بهشت نكند و نگويد كه « از آتش دوزخ ، به خدا پناه مي برم ! » بلكه آن را بخواند ، در آن فكر كند ، با آياتش شاد شود ، و گريه كند و به خداوند پناه ببرد همان گونه كه امام رضا (ع) عمل مي كرد . (15)

    وقتي شيعه دانست كه امامي دارد و آن حضرت به دلايلي غايب است ديگر بي معني است كه در انتظار فرج امامش نباشد. (16) در اين حال است كه اگر شيعه بميرد مانند كسي است كه در خيمة ويژة امام عصر (عج) حاضر است ؛ (17) و اين انتظار، انتظاري قرين با تقوي است و نه با معصيت و پليدي.(18) حالت انتظار در ميان شيعيان داراي ويژگي هايي است كه علاوه بر تقوي داشتن، به مسئلة زيباي دعا براي فرج و سلامتي و آسايش امام (عج) نيز بر مي خوريم (19) كه در آن شيعيان از خداوند مي‌خواهند كه فرج امامشان را نزديك گرداند كه اگر اين كار را نكنند به گفتة امام صادق (ع) « سختيِ غيبت به نهايتِ مدتش خواهد رسيد . »  ( 20 ) و اين جاي افسوس دارد كه امروز مي‌بينيم شايد بسياري از شيعيان نه امامشان را مي شناسند و نه براي فرج ايشان دعا مي كنند و نه آداب انتظار را درك كرده اند اما از مشكلات و فتنه ها مي نالند !

 

     يكي ديگر از ويژگي هاي انتظار در ميان شيعيان ، احساس حضورِ دائم نزد امام زمان ( عج ) است چراكه اخبار و احوال شيعيان امام (عج) بنا به احاديثي كه نقل شده در روزهاي دوشنبه و پنجشنبه بر ايشان عرضه مي شود.(21) پس چگونه ممكن است شيعه باشيم و به راحتي گناه كنيم و شرم نداشته باشيم كه اخبار ما به گوش امام عزيزمان برسد ؟!

    وقتي شيعه از درون به برون مي آيد و از خانه به ميان اجتماع پا مي گذارد اقداماتي مي كند كه نشانة شيعه بودن اوست كه باز هم امامان عزيزمان ، قبل از فرارسيدن دوران سخت غيبت امام عصر (عج) براي ما آن ها را بيان كرده اند. امام رضا (ع) مي فرمايد : « رحمت خدا بر آن بنده اي كه امر ما را زنده كند.» راوي گويد به آن حضرت عرض كردم : « چگونه امر شما را زنده كند ؟ » امام فرمود: « علوم ما را بياموزد و به مردم ياد دهد ، اگر مردم محاسن و نيكويي هاي كلام ما را بدانند بدون شك ، از ماپيروي مي كنند ، » ( 22 )

     آري ، اگر مردم با كلام زيبا ، عميق ، حكيمانه و پر از مهر و محبت اهل بيت (ع) آ شنا شوند آن هم در مورد دوران غيبت و انتظارات امامشان از آن ها؛ ديگر دچار اشتباهات كمتري مي شوند. اين امر مهم وظيفة همة شيعيان است و به گروه خاصي اختصاص ندارد يعني اگر يك مرد شيعه به خانواده اش اين مسائل را بياموزد در واقع خود و خانواده اش را از نابودي و گمراهي نجات داده است و اگر دوستان خود را از اين اخبار مطلع كند دوستانش را از گرفتار شدن در آتش جهنم نجات داده است .

 

    از ديگر نشانه هاي شيعه بودن در دوران سختِ غيبت ، صبر پيشه كردن (23) و نگهداري زبان است (24) چراكه شيعه، انساني عجول و پر حرف و ياوه گو نيست؛ او كسي است كه به گفتة سعدي شيرازي عمل مي كند كه « كم گوي و گزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر. »

    علاوه بر سه نشانة بالا ، نشانة ديگري براي شيعيان در دورة غيبت در لسان مبارك ائمه به چشم      مي خورد كه اگر شيعه اين گونه باشد به مصداق سخن امير المؤمنين ، جايگاه او بهشت است ؛ و آن داشتن اخلاق نيكو است. (25) امام صادق (ع) در شرح اين صفت مي فرمايند : « شيعة ما كسي است كه همچون سگان پارس نكند، و همچون كلاغان طمع نورزند، و اگر از گرسنگي بميرد گدايي نكند. آنان كساني هستند كه زندگي سَبكي دارند و در مالشان با همديگر مواسات مي كنند؛ (26) و هر گاه مؤمني را ببينند اكرامش كنند و هر گاه منافقي را ببينند از او دوري جويند و به هنگام مرگ بي تابي نكنند؛ (27) كه متأسفانه در اين دوره ، ما شاهد اعمالي مخالف با اين راهنمايي هاي  ائمة طاهرين (ع) هستيم و اين جاي بسي افسوس دارد !

    پس بياييد تا با هم زمزمه كنيم اين سخن دل هر شيعه را كه : *

    « خدايا ! دست هاي آلوده ام را ببين كه چگونه به سوي تو دراز گشته و با لرزشِ انگشتانم از تو غريبانه التماس دارد ،

     اي بخشنده و اي مهربان ، اين دستانِ فقير را بگير ، كه جز تو دستگيري ندارند .     

     خدايا ! بار سنگين گناهانم ، عرق شرم از جبين خجلت زده ام سرازير نموده و دل تيره ام درياي خون است و عقل محجوبم ، اسير خواهش هاست .

     اي وجود يكتا ! اي تو كه هستي از آنِ توست ، بنده اي بر در خانه ات آمده كه رويش سياه است و پاي طلبش مي لنگد ، ولي دست نيازش به سوي آستان تو درازست ، به نيم نگاهي ، باران رحمت خويش را بر كوير دلم جاري كن ، تا خاربوته هاي سرزمينِ خاكي دلم به بارش لطف و رحمتت به گل و ريحان تبديل شود و دوباره راه را از چاه بازشناسد تا مسير خانة ماه امامان را در پيش گيرد . به آستان او درآيد و او را بخواند تا ديگر سرگردان نباشد و در آن جا با امام خود نجوا كنم كه :     مولايم ! تيرگي هاي فتنه بر من سايه افكنده است و امور بر من مشتبه گرديده است . فتنه ها به جاي حقيقت رخ نموده اند و هر مَجازي ، پيروان خود را در قعر سرزمين نيستي فرو مي برد .هر روز عده اي و هر روز وعده اي !

    اماما ! تو يار بي كسي دوستانت هستي و آقاي روسفيدان ! پس گوشة چشمي بر اين خانة ويران ما بينداز تا به بهشتِ برين تبديل شود و ما شيعيان شما ، بتوانيم به قله هاي نجات و سعادت برسيم.

                                                                                     ان شاء الله

                                                                                    جهانگير اميري

ــــــــــــــــــــــــــــــ

* اين درد دل ها را با اندكي تلخيص ، و ويرايش از نامه اي كه به امام عصر ( عج ) نوسته شده نقل كرده ايم .

 

پي نوشت :

1 . منتخب الاثر ، لطف الله صافي گلپايگاني ، باب 27 و 47 .

2 . آفتاب در نگاه خورشيد ، دكتر مرتضي طاهري ، ص 51 ( حديث از امام رضا ( ع )  ) .

3 . وسايل الشيعه ، ج 1 ، باب 5 ، ص 140  ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

4 . همان جا .

5 . مسند الرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 228 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

6 . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 152 ، ح 2 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

7 . همان ، ج 75 ، ص 391 ، ح 11 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

8 . پيام امام زمان ( عج ) ، سيد جمال الدين حجازي ، ص 47 .

9 . بحار الانوار ، ج 75 ، ص 391 ، ح 11 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

10 . همان ، ج 23 ، ص 84 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

11 . همان ، ج 65 ، ص 167 ، ح 24 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

12 . همان ، ج 36 ، ص 296 ( حديث از رضا ( ع ) ) .

13 . تفسير عياشي ، ج 1 ، ص 167 به نقل از امام صادق ( ع ) .

14 . وسايل الشيعه ، ج 3 ، ص 81  ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

15 . عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 182 .

16 . كتاب غيبت نعماني ، ص 235 حديث 15 ( حديث از امام صادق ( ع ) ) .

17 . همان جا ، حديث 16 ( حديث از امام صادق ( ع ) ) .

18 . آفتاب در نگاه خورشيد ، ص 75  .

19 . همان ، ص 84  ـ 80 .

20 . بحار الانوار ج 52 ، ص 131 ، ح 34  .

21 . آفتاب در نگاه خورشيد ، ص 85 به نقل از تفسير طبرسي ذيل آية 105 سورة توبه .

22 . همان ، ص 87 .

23 . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 129 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

24 . كمال الدين شيخ صدوق ، باب 32 ، ح 15 ( حديث از امام محمد باقر ( ع ) ) .

25 . كتاب غيبت نعماني ، ص 235 ، ح 16 به نقل از امام صادق ( ع ) .

26 . همان ، ص 239 ح 4 .

27 . همان ، ص 240 ح 5 .

 

 

 

                            ****************************

               ********************************************

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 7:45 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting ======================