تبليغاتX
? قاصدك
 

براي تبسم

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:8 موضوع طنز و تبسم | لينک ثابت


 

                  ماه ذي الحجه بر همه مسلمانان مبارك باد

 

 

         سالروز ازدواج امير المؤمنين و حضرت زهرا مبارك باد.

 

 

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:5 موضوع مناسبت ميلاد يا شهادت | لينک ثابت


تشرف

 

............................................    ديدار


هنوز هوا کاملا تاريک نشده بود. نماز مغرب و عشا را که تمام کردم سر به سجده کذاشتم:
« خدايا توجه مولايم را شامل حالم کن. محبت پدرانة حضرتش را در اين سفر به من بچشان. و در اين پنجاه و چهارمين سفر چهره ماه او را بر من هويدا کن ... »
-  اي مرد!  بلند شو .
-  اين کيست که مرا تکان مي دهد و مزاحم سجده من مي شود؟ شايد خادم مسجد است و فکر مي کند که به خواب رفته ام ؟
سرم را بلند کردم ، زني كه لباس خدمتكار تنش بود و در حدود 45 سال سن داشت گفت: 
- بدنبال من بيا. 
- ببخشيد خانم ! کسي با من کار دارد؟ به کسي بايد پولي بدهم؟

احساس عجيبي مرا بسوي او بلند کرد ، زن بدون حرف ، خيابانها را يکي پس از ديگري طي مي کرد زايران خانه خدا بسيار زياد بودند و هر کس بسويي حرکت مي کرد، برخي در مسجدالحرام دعا مي كردند . يكي شفاي فرزندش را از خدا طلب مي کرد و ديگري قبولي اعمال ، ديگري  خريدن خانه و زمين را . بعضي ها هم زيبايي بازار و اجناس خارجي چشمهايشان را بخود خيره کرده بود . بعضي از افراد هم سعي مي کردند که حواسشان به عباداتشان باشد . البته هرسالي که مي آيم به همين صورت است . اين مردم حتي به حج هم که مي آيند انگار به بازار رفته اند.
من در تمام اين راه تاريك نمي دانستم که هدف اصلي اين زن چيست. در نزديکي خانه اي رسيديم. بوي عطر دلنشيني به مشام مي رسيد. نوري که درون خانه بود كه قابل توصيف نبود .
 زن گفت :  از اين طرف بيا داخل، اينجا منزل حضرت خديجه است.
يک راه پله در سمت چپ و يک در که وسط ديوار بود. زن از راه پله بالا رفت . من محو نورانيت و جذابيت خانه شده بودم . با خود مي گفتم : «  دفعات قبل نيز به اين كوچه آمده بودم ولي امروز جور ديگري است ». رشته افکارم هنگامي پاره شد که صداي مردي مهربان و خوش صدا مرا به بالا رفتن از پله دعوت کرد. در دلم شور عجيبي بود . در افکار خود غوطه ور بود و آرام آرام پله ها را طي مي کردم و بالا مي رفتم. شعاع هاي نور چنان از درون اتاق بيرون مي آمد که تاريکي شب را احساس نمي کردم. جلو در که رسيدم شخص بزرگواري را ديدم که آثار جلال و عظمت در چهره داشت. شخص به من فرمود: «  اي حسن ! تو چنين مي پنداري که از ديدگاه من پنهاني؟! به خدا سوگند زماني بر تو نگذشت مگر اينکه من با تو بودم.»
آنگاه ايشان لحظه لحظه‌ي سفرم را برايم شمردند. دلهره و اضطرابم زياد شد. « خدايا اين شخص كيست ؟ آيا امامم حضرت مهدي است؟! خدايا کم کاريها و گناهان مرا مي داند؟! کاهلي ها و رفتارم را مي بيند . اخلاقم را ، کاسبي ام را ، خانواده ام را، ... »  متوجه نشدم که چه اتفاقي افتاد. انگار که بي هوش شده بودم.  لحظاتي بعد دست مرد مرا تکان مي داد و صدايم مي زد. چشمانم را باز کردم. محبوب عالم ، حضرت بقيه الله در کنارم نشسته بودند . آنکس که در پنجاه و چهار سفر به مکه ، خدمت ايشان نرسيده بودم.

*******
حال سالها گذشته است و من طبق دستور مولا ، در مدينه ملازم خانه جعفربن محمد – عليهم السلام – شده ام . از دفتري كه مولايم به من داده و در آن صلوات و دعا براي فرج نوشته شده ، هر روز مي خوانم. هر روز براي افطار كه به خانه خود مي روم كوزه ام پر از آب است و چند قرص نان در كنار آن. مي دانم كه مولايم بر آن چه نياز دارم آگاه است.

 

(كتاب روزنه اي به خورشيد – دكتر افتخار زاده - داستان تشرف حسن بن وجناء نصيبي ؛ ص98
كمال الدين و بحار الانوار اين داستان را نقل كرده اند)

 
 :)

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 23:58 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


رفتار امام عصر در زمان ظهور

**********************

****************************

 

مهر و غضب مهدي(ع) در زمان ظهور

 

       اگر به آسمان تاريخ بنگريد، قطعه ابري خواهيد ديد كه به پيش مي آيد و با وزش نسيم مهرباني، بارانِ رحمت را بر جهانيان فرو مي ريزد.

       انگار صداي پايي مي شنوم. صدايي كه نشان از گام‌هاي استواري دارد كه روبه سوي روزگاري روشن مي روند. روزگاري كه او مي آيد. از طواف كعبه مي آيد. با تبري بر دوش، تا بت‌هاي اعتقادي را بشكند و هوي و هوس را بر محور هدايت بچرخاند پس از آن كه هدايت بر محور هوي و هوس چرخيده باشد.

       او كه مي آيد بر مردم مسكين ترحم مي كند.(1) و آن هنگام كه از او بخواهند آنچنان عطا مي كند كه نتوانند حمل كنند(2) او نه تنها، مال مي بخشد كه قلب هاي امت رسول را نيز مملو از بي نيازي خواهد كرد.(3)

       او كه مي آيد قرض هاي شيعياني را كه توان پرداختِ قرض و دِين خود را از راهِ حلال گرفتارش شده‌اند خواهد پرداخت و شيعيانش را از اندوه قرض و دِين آسوده خواهد كرد(4)

       وجود او چنان پر خير و بركت است كه با ظهورش خداوند از هر مؤمني بيماري را برطرف مي‌كند و نيرو را به او باز مي‌گرداند(5)

       او كه مي آيد آنچنان معصومانه رفتار خواهد كرد كه به گفته جدّ بزرگوارش ((ساكنين‌آسمان و زمين از او راضي و خوشنود خواهند بود. )) (6)

       او كه مي آيد به شفاي دلِ انسان توجه مي كند و قرآن به مردم مي آموزاند آن گونه كه انگار يك بار ديگر به انسان فهم قرآن را مي آموزد كه او (7) (( مُلَقِّنِ اَحكامِ قرآن )) است.(8)

       اوكه مي آيد ساختمان سازي و تأسيسات شهري متحوّل مي شوند تا مسلمين در آسودگي و سلامت كامل باشند.(9)

       او انسان كامل است و در كنار نيمي از شخصيتش كه رئوف، بخشنده و خوشرفتار است؛ مردِ حقّ هم هست. او همچون كوه مي آيد تا ((عليِ عدالت)) را دوباره زنده كند و هماي رحمتي بر سرخورده‌گان و مظلومين عالم باشد؛ كه شيعيان در نهايت زاري هاي خود اين را اين گونه خوانده‌اند و مي خوانند: (( اَلسلامُ عليك يا مُعِزَّالْمومنينَ المستضعفين، اَلسلامُ عليك يا مُذِلَّ الْكافرينَ الْمُتكبِّرينَ الظّالمين.))(10)

       او كه مي آيد فرزندان قاتلين امام كربلا را كه گناهكار و تأييد كنندة گناه پدرانشان هستند(11) به تيغ انتقام الهي مي‌كُشد چه، اوج انحراف از اسلام را در طول تاريخ اسلام، در شهادت مظلومانه امام حسين(ع) شاهديم.

       او كه مي‌آيد مظلوميت اسلام را از او مي گيرد و بر بدعت گذاران خشم مي گيرد و  هرآنچه شيطاني است از آلات و اسباب قمار و لهو و لعب و طرب را بر مي چيند.(12)

       او كه مي آيد دستور دارد بر دشمنان دين خدا سخت بگيرد و دشمنانش را بكشد،(13)       كه اولين آنها، شيطان است و امام (ع) لحظاتي پس از ظهورشان شيطان را به جايگاه ابديش در جهنّم مي فرستد چون شيطان دو مركز دين اسلام را هميشه نشانه مي رفت يكي توحيد و ديگري مهدويت آن حضرت را.

       او كه مي آيد خداوند هميشه با اوست و هرگاه معجزه اي را از خداوند طلب كند خداوند او را اجابت مي كند آن گونه كه از باب نمونه، اين اتفاق كه گفته اند، روي مي دهد :

       روزي شخصي از امام، معجزه حضرت الياس را طلب مي كند و امام عليه السلام از روي دجله عبور مي كند و كفِ كفش آن بزرگوار، تر نمي شود. امّا طلب كننده منكِر مي‌شود، امام نيز به دجله دستور مي دهد كه آن فرد را در بر گيرد. آن مرد يك هفته در آب زنده است و فرياد مي زند: ((اين جزاي كسي است كه منكر امام زمان خود است!)).(14)

       اين گونه است هنگامي كه او ظهور مي كند: خوبان، خوبند و بَدان، نتيجة بدي خود را خواهند ديد.

به اميد ديدن آن روز پر افتخار

 

جهانگير اميري

بحمد الله ربّ العالمين

 

پي نوشت

 1. ستارگان درخشان ج14،محمد جواد نجفي، ص64 (حديث از امام حسين(ع)).

 2.همان ص70 (حديث از پيامبر اكرم(ص) به نقل از ابن ماجه يكي از علما و مورخين بر جسته اهل سنت).

 3. همان ص71 .

 4.همان ص126.

 5. كتاب غيبت نعماني، ص374 (حديث از امام صادق(ع) ).

 6. ستارگان درخشان ج14، ص 72 (حديث از پيامبراكرم(ص) ).

 7. كتاب غيبت نعماني، ص 375 (حديث از امام صادق (ع)).

 8. دعاي استغاثه به امام عصر(عج).

 9. ستارگان درخشان ج14، ص 129 .

10. دعاي استغاثه به امام عصر (عج).

11. ستارگان درخشان ج14، ص 127 (حديث از امام صادق (ع)).

12. همان، ص129.

13. كتاب غيب نعماني، ص269 (حديث از امام محمد باقر (ع) ).

14. ستارگان درخشان ج14، ص133.

 

پايان

 

*************************************************************

******************************************

 

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:44 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


هدیه ثواب به امام عصر

==========================================================

قسمت دوم:

 

چرا به ما شيعيان سفارش كرده اند تا ثواب اعمال خود را به امام عصر هديه كنيم؟

 

دوم: هديه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شريف از ديگر مصاديق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هديه و چشم ‏روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نيز رفع كدورتها است. روايات فراوانى از پيامبراكرم صلى‏الله عليه ‏و آله، در اين خصوص وارد شده است. به دو روايت‏ بسنده مى‏كنيم:

-      به يكديگر هديه بدهيد تا رشته محبتتان استوار شود؛ زيرا هديه محبت را بيفزايد و كينه و كدورت را از ميان ببرد. (3)

همچنين آن بزرگوار فرمود:

- هيچ كس نبايد هديه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4)

هديه كردن ثواب و پاداش اعمال پسنديده به امام عصرعليه‏السلام، از زيباترين و مستقيم ‏ترين راه هايى است كه بيانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به اين هدايا نيازى نيست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نيازمنديم و براى رسيدن به اين مطلوب، كدام راه مستقيم‏تر از هديه كردن پاداش اعمال نيكو به آن امام عزيز ؟

مرحوم «صدرالاسلام همدانى‏» در كتاب «تكاليف الانام فى غيبة الامام‏» يا «پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى‏» مى‏نويسد:

از جمله تكاليف بندگان در عصر غيبت امام عصرعليه‏السلام، هديه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ايشان است؛ زيرا اين كار باعث قبولى عبادات و ازدياد طاعات زياد بنده خواهد شد.

و در ادامه و به نقل از « سيد بن طاووس‏» روايتى را چنين مى‏آورد:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله عليه ‏و آله، اميرمؤمنان و اوصياى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پيش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گويند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهيا كرده است ... .(5)

هديه كردن پاداش اعمال به امام عصرعليه‏السلام، منحصر به ثواب نماز نيست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خير را مى‏توان مشمول اين نكته قرار داد. چنان كه مرحوم «سيد محمد تقى موسوى اصفهانى‏»، قرائت قرآن و غيره را مشمول اين نكته دانسته است. (6)

همچنين مرحوم طبرسى در«النجم الثاقب‏» حج كردن به نيابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و اين كار را از قديم در ميان شيعيان امرى مرسوم دانسته است.(7)

هديه نمودن پاداش اعمال نيك به ساحت قدسى حضرت مهدى عليه‏السلام، امر پيچيده‏اى نيست و به مقدمات عريض و طويلى نياز ندارد، همين كه انسان نيت كند ثواب اين عمل نيك هديه‏اى براى امام عصرعليه‏السلام  باشد، كفايت مى‏كند. چنان كه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هديه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پيامبر صلى‏الله عليه ‏و آله، و يا هر كدام از ائمه عليهم‏السلام، نيت مى‏كند و پس از سلام نماز بگويد: اللهم انت السلام و منك السلام يا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد.» اينها ركعاتى بود هديه به بنده‏ات محمد بن عبدالله ... .» (8)

طبيعى است كه اين هديه مى‏تواند به هر كدام از معصومين ديگر از جمله حضرت مهدى عليه‏السلام تعلق بگيرد. از اينها بگذريم هديه دادن پاداش اعمال نيك به حضرت ولى‏عصرعليه‏السلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدياد پاداش اعمال مى‏گردد و در حقيقت اين كار مُهر تضمينى است‏ بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از ساير شرايط.

چه نيكو و پسنديده است كه منتظران در غيبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نيز اهداى پاداش اعمال پسنديده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزيز غايب از نظر اعلام محبت كنند.

 

پى‏نوشت ها:

1 . سيد محمد تقى اصفهانى، مكيال المكارم، ترجمه، ج‏2، ص‏297.

2 . همان، ص ‏288/  النجم‏الثاقب، ترجمه، ص‏773 .

3 . نهج ‏الفصاحه،حديث 1189 .

4 . همان، حديث 2536.

5 . صدرالاسلام همدانى، پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، ص ‏225.

6 . سيد محمد تقى اصفهانى، در دوران غيبت امام مهدى عليه‏السلام، چه كنيم؟  ص‏11.

7 . النجم ‏الثاقب، ترجمه، ص‏774 .

8 . مهر محبوب، سيد حسين حسينى، ص‏86 .

 

 

============================================================

============================================================

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:26 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


چرا صدقه برای امام زمان ؟

 

چرا صدقه دادن براي سلامتي امام عصر سفارش شده است؟

 

اول: دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصر عليه‏السلام، از جمله تكاليفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصرغيبت ‏بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بى‏نياز از آن است كه منتظران، براى سلامتى‏اش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعيت از آن حضرت نشانه‏ها و علائمى دارد كه از آن جمله مى‏توان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود. و اين كار- همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامين مى‏شود نسبت ‏به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافاً اين كه بنا به روايتى از رسول مكرم اسلام؛ هيچ بنده‏اى ايمان نياورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1)

با اين حساب، اگر براى سلامتى خود، يا خانواده خودمان صدقه مى‏دهيم، اين كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزيزتر است اولى مى‏باشد؛ و چه كسى در اين خصوص عزيزتر و شايسته ‏تر از حضرت مهدى عليه‏السلام مي باشد؟ بر همين اساس است كه مرحوم «سيد بن طاووس‏» به فرزندش چنين سفارش مى‏كند:

«... پس در پيروى و وفادارى ... نسبت ‏به آن حضرت به گونه‏اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى‏خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاى خود مقدم بدار؛ آن هنگام كه نمازهاى حاجت را به جاى مى‏آورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوى خودت و عزيزانت قرار بده ...» (2)

چه نيكوست منتظران امام عصرعليه‏السلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نيازمندان صدقه بدهند.

بديهى است آن حضرت را به اين صدقات نيازى نيست، ولى همان طور كه گفته شد اين كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شريف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آيد. مضافاً اين كه برحسب روايات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت‏ حضرتش عرضه مى‏شود و چون آن بزرگوار، اين مقدار وفادارى را از ناحيه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مى‏گردند و كدام توفيق براى منتظران از اين بالاتر كه لبخند رضايت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالميان فدايش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشيم و در اين راه از بذل مال دريغ نكنيم، آيا آن منبع فيض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 8:23 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


در غیبت امام عصر چه فتنه هایی پیش می آید؟

*******************************

********************

                    

                                راه هاي نجات از فتنه هاي دوران غيبت

 

دوران غيبت ، دوران فتنه هاست . فتنه هايي كه دشوارترين امتحانات الهي هستند (1) و مهم ترينِ اين امتحانات ، « از دست ندادن دين » است . اين فتنه اي است كه امام رضا (ع) زمانش را هنگامي دانسته است كه سومين امام از نسل فرزندش به امامت مي رسد و اين دوران ، همان دوران امام عصر (عج) است . (2)

       دومين فتنه اي كه بر شيعيان وارد مي شود بدعت ها و دين تراشي هايي است كه مؤمن مي بيند ولي قدرت دگرگون كردن آن ها را ندارد . (3) اين فتنه آن چنان سخت و درهم كوبنده است كه دل مؤمن را همچون سرب كه در آتش قرارداده باشند ذوب مي كند . (4) و فتنة سوم ، فتنه اي است كه شيعيان در وجود امام عصرشان به شك مي افتند (5) و موجب گمراهي جمعي از شيعيان مي شود .

      پس از اين فتنه هاي فكري به فتنة اجتماعيِ درهم كوبنده اي برمي خوريم كه پايه هاي جامعة شيعه را به شدت سست مي كند و آن ، اين است كه دوستي ها و خويشاوندي ها از بين مي رود .(6 )

      وقتي جامعة شيعي به فكر برقراري ارتباطات اجتماعي سالمي نباشد و از دين و احكام و دستوراتِ درست ديني دور شود به مرحله اي مي رسد كه شيعيان به دشمنان ائمه مهر مي روزند و با دوستان ائمه دشمني مي كنند . (7)

     در حالي كه شيعيان بايد عكس اين رفتار ها را از خود بروز دهند . اين گرفتاري يا از آن رواست كه شيعيان به وظايفشان آشنا نيستند و يا همه ، يا گروهي از آن ها ، اصلاً شيعه نيستند يعني كساني هستند كه دوستي ائمه را دستاويزي ساخته اند تا در ميان شيعيان زندگي كنند و با قطع رحم و          مال اندوزي و به ضعف كشيدن ديگران به زندگي خود جلائي كاذب دهند كه حضرت حجت (عج) در يكي از سخنان خود به اين مسئله اشاره كرده اند .(8) در اين حال است كه حق و باطل به هم مي‌آميزد و حقيقت مشتبه گرديده در نتيجه ، انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمي شود .(9)

 

چه كنيم كه از اين فتنه ها نجات يابيم ؟

ائمة اطهار خود به اين سؤال پاسخ داده اند . اين بزرگواران در قالب دستوراتي ما را در جهت دفع اين فتنه ها راهنمايي كرده اند كه مهم ترين آن ها ، شناخت امام (عج) است (10) كه منظور از آن ، تنها يادگرفتن نام ها و القاب و تاريخ ولادت و غيبت آن حضرت نيست بلكه بايد جايگاه امام را در زندگي فردي و اجتماعي خود بشناسيم، و نيز سخنان و پيام هاي آن حضرت را بخوانيم و بفهميم و به دستورات آن حضرت عمل كنيم كه « شيعَتُنا الْمُسلِّمون لِاَمرِنا » ( پيروان ما كساني اند كه به امر ما گردن مي نهند ) (11) و او را دوست داشته باشيم كه در اين صورت حضرت علي (ع) به نقل از امام رضا (ع) از سوي خداي تعالي بهشت را براي چنين كسي ضمانت كرده است .(12) بايد دانست كه دوستي امام(عج) است كه نشان دهندة ميزان دين نسان است چرا كه « هَـلِ الـدّينُ الّا الْحُبُّ و الْبُـغْض ؟ » (13) در اين جاست كـه متوجه مي شويم مهم‌ترين دفاع، در مقابل فتنة « از دست دادن دين » توسل و تمسك به باورهاي درست ديني ، و كسب معرفت در زمينة امامتِ امام عصر ( عج ) و شخصيت و سخنان آن امام عزيز است تا آن جا كه ايماني مستحكم ، و اسلامي نيكو داشته باشيم در آن صورت است كه مولا امير المؤمنين علي (ع) ضامن ورود ما به بهشت خواهند بود .

     بعد از مرحلة اعتقادي ، بايد به مرحلة عملي هم توجه داشت كه ائمة اطهار بر مواردي انگشت گذاشته اند و اصرار داشته اند كه شيعيان در اين دوره ، بايد ابتدا و به عنوان مهم ترين وظيفه به خواندن نماز در اول وقت بسيار بها دهند در اين صورت است كه شيطان از آن ها ترسان است و نمي تواند آنها را وارد گناهان بزرگ كند . ( 14 )

 

     دومين كاري كه يك شيعه در اين دوره نبايد از آن غافل باشد تمسك به حبل متين الهي ، اين كتاب آسماني است چرا كه قرآن شفاي دل ها و آرامش بخش جان هاست ؛ اما نه قرآني كه تنها خوانده شود و در آيات آن تعمق نشود و به دستورات آن عمل نگردد و از آيات بهشتي آن دل قاري شاد نشود و از آيات مربوط به جهنم ، قاري به گريه و تأثر دچار نشود و از خداوند طلب بهشت نكند و نگويد كه « از آتش دوزخ ، به خدا پناه مي برم ! » بلكه آن را بخواند ، در آن فكر كند ، با آياتش شاد شود ، و گريه كند و به خداوند پناه ببرد همان گونه كه امام رضا (ع) عمل مي كرد . (15)

    وقتي شيعه دانست كه امامي دارد و آن حضرت به دلايلي غايب است ديگر بي معني است كه در انتظار فرج امامش نباشد. (16) در اين حال است كه اگر شيعه بميرد مانند كسي است كه در خيمة ويژة امام عصر (عج) حاضر است ؛ (17) و اين انتظار، انتظاري قرين با تقوي است و نه با معصيت و پليدي.(18) حالت انتظار در ميان شيعيان داراي ويژگي هايي است كه علاوه بر تقوي داشتن، به مسئلة زيباي دعا براي فرج و سلامتي و آسايش امام (عج) نيز بر مي خوريم (19) كه در آن شيعيان از خداوند مي‌خواهند كه فرج امامشان را نزديك گرداند كه اگر اين كار را نكنند به گفتة امام صادق (ع) « سختيِ غيبت به نهايتِ مدتش خواهد رسيد . »  ( 20 ) و اين جاي افسوس دارد كه امروز مي‌بينيم شايد بسياري از شيعيان نه امامشان را مي شناسند و نه براي فرج ايشان دعا مي كنند و نه آداب انتظار را درك كرده اند اما از مشكلات و فتنه ها مي نالند !

 

     يكي ديگر از ويژگي هاي انتظار در ميان شيعيان ، احساس حضورِ دائم نزد امام زمان ( عج ) است چراكه اخبار و احوال شيعيان امام (عج) بنا به احاديثي كه نقل شده در روزهاي دوشنبه و پنجشنبه بر ايشان عرضه مي شود.(21) پس چگونه ممكن است شيعه باشيم و به راحتي گناه كنيم و شرم نداشته باشيم كه اخبار ما به گوش امام عزيزمان برسد ؟!

    وقتي شيعه از درون به برون مي آيد و از خانه به ميان اجتماع پا مي گذارد اقداماتي مي كند كه نشانة شيعه بودن اوست كه باز هم امامان عزيزمان ، قبل از فرارسيدن دوران سخت غيبت امام عصر (عج) براي ما آن ها را بيان كرده اند. امام رضا (ع) مي فرمايد : « رحمت خدا بر آن بنده اي كه امر ما را زنده كند.» راوي گويد به آن حضرت عرض كردم : « چگونه امر شما را زنده كند ؟ » امام فرمود: « علوم ما را بياموزد و به مردم ياد دهد ، اگر مردم محاسن و نيكويي هاي كلام ما را بدانند بدون شك ، از ماپيروي مي كنند ، » ( 22 )

     آري ، اگر مردم با كلام زيبا ، عميق ، حكيمانه و پر از مهر و محبت اهل بيت (ع) آ شنا شوند آن هم در مورد دوران غيبت و انتظارات امامشان از آن ها؛ ديگر دچار اشتباهات كمتري مي شوند. اين امر مهم وظيفة همة شيعيان است و به گروه خاصي اختصاص ندارد يعني اگر يك مرد شيعه به خانواده اش اين مسائل را بياموزد در واقع خود و خانواده اش را از نابودي و گمراهي نجات داده است و اگر دوستان خود را از اين اخبار مطلع كند دوستانش را از گرفتار شدن در آتش جهنم نجات داده است .

 

    از ديگر نشانه هاي شيعه بودن در دوران سختِ غيبت ، صبر پيشه كردن (23) و نگهداري زبان است (24) چراكه شيعه، انساني عجول و پر حرف و ياوه گو نيست؛ او كسي است كه به گفتة سعدي شيرازي عمل مي كند كه « كم گوي و گزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر. »

    علاوه بر سه نشانة بالا ، نشانة ديگري براي شيعيان در دورة غيبت در لسان مبارك ائمه به چشم      مي خورد كه اگر شيعه اين گونه باشد به مصداق سخن امير المؤمنين ، جايگاه او بهشت است ؛ و آن داشتن اخلاق نيكو است. (25) امام صادق (ع) در شرح اين صفت مي فرمايند : « شيعة ما كسي است كه همچون سگان پارس نكند، و همچون كلاغان طمع نورزند، و اگر از گرسنگي بميرد گدايي نكند. آنان كساني هستند كه زندگي سَبكي دارند و در مالشان با همديگر مواسات مي كنند؛ (26) و هر گاه مؤمني را ببينند اكرامش كنند و هر گاه منافقي را ببينند از او دوري جويند و به هنگام مرگ بي تابي نكنند؛ (27) كه متأسفانه در اين دوره ، ما شاهد اعمالي مخالف با اين راهنمايي هاي  ائمة طاهرين (ع) هستيم و اين جاي بسي افسوس دارد !

    پس بياييد تا با هم زمزمه كنيم اين سخن دل هر شيعه را كه : *

    « خدايا ! دست هاي آلوده ام را ببين كه چگونه به سوي تو دراز گشته و با لرزشِ انگشتانم از تو غريبانه التماس دارد ،

     اي بخشنده و اي مهربان ، اين دستانِ فقير را بگير ، كه جز تو دستگيري ندارند .     

     خدايا ! بار سنگين گناهانم ، عرق شرم از جبين خجلت زده ام سرازير نموده و دل تيره ام درياي خون است و عقل محجوبم ، اسير خواهش هاست .

     اي وجود يكتا ! اي تو كه هستي از آنِ توست ، بنده اي بر در خانه ات آمده كه رويش سياه است و پاي طلبش مي لنگد ، ولي دست نيازش به سوي آستان تو درازست ، به نيم نگاهي ، باران رحمت خويش را بر كوير دلم جاري كن ، تا خاربوته هاي سرزمينِ خاكي دلم به بارش لطف و رحمتت به گل و ريحان تبديل شود و دوباره راه را از چاه بازشناسد تا مسير خانة ماه امامان را در پيش گيرد . به آستان او درآيد و او را بخواند تا ديگر سرگردان نباشد و در آن جا با امام خود نجوا كنم كه :     مولايم ! تيرگي هاي فتنه بر من سايه افكنده است و امور بر من مشتبه گرديده است . فتنه ها به جاي حقيقت رخ نموده اند و هر مَجازي ، پيروان خود را در قعر سرزمين نيستي فرو مي برد .هر روز عده اي و هر روز وعده اي !

    اماما ! تو يار بي كسي دوستانت هستي و آقاي روسفيدان ! پس گوشة چشمي بر اين خانة ويران ما بينداز تا به بهشتِ برين تبديل شود و ما شيعيان شما ، بتوانيم به قله هاي نجات و سعادت برسيم.

                                                                                     ان شاء الله

                                                                                    جهانگير اميري

ــــــــــــــــــــــــــــــ

* اين درد دل ها را با اندكي تلخيص ، و ويرايش از نامه اي كه به امام عصر ( عج ) نوسته شده نقل كرده ايم .

 

پي نوشت :

1 . منتخب الاثر ، لطف الله صافي گلپايگاني ، باب 27 و 47 .

2 . آفتاب در نگاه خورشيد ، دكتر مرتضي طاهري ، ص 51 ( حديث از امام رضا ( ع )  ) .

3 . وسايل الشيعه ، ج 1 ، باب 5 ، ص 140  ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

4 . همان جا .

5 . مسند الرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 228 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

6 . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 152 ، ح 2 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

7 . همان ، ج 75 ، ص 391 ، ح 11 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

8 . پيام امام زمان ( عج ) ، سيد جمال الدين حجازي ، ص 47 .

9 . بحار الانوار ، ج 75 ، ص 391 ، ح 11 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

10 . همان ، ج 23 ، ص 84 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

11 . همان ، ج 65 ، ص 167 ، ح 24 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

12 . همان ، ج 36 ، ص 296 ( حديث از رضا ( ع ) ) .

13 . تفسير عياشي ، ج 1 ، ص 167 به نقل از امام صادق ( ع ) .

14 . وسايل الشيعه ، ج 3 ، ص 81  ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

15 . عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 182 .

16 . كتاب غيبت نعماني ، ص 235 حديث 15 ( حديث از امام صادق ( ع ) ) .

17 . همان جا ، حديث 16 ( حديث از امام صادق ( ع ) ) .

18 . آفتاب در نگاه خورشيد ، ص 75  .

19 . همان ، ص 84  ـ 80 .

20 . بحار الانوار ج 52 ، ص 131 ، ح 34  .

21 . آفتاب در نگاه خورشيد ، ص 85 به نقل از تفسير طبرسي ذيل آية 105 سورة توبه .

22 . همان ، ص 87 .

23 . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 129 ( حديث از امام رضا ( ع ) ) .

24 . كمال الدين شيخ صدوق ، باب 32 ، ح 15 ( حديث از امام محمد باقر ( ع ) ) .

25 . كتاب غيبت نعماني ، ص 235 ، ح 16 به نقل از امام صادق ( ع ) .

26 . همان ، ص 239 ح 4 .

27 . همان ، ص 240 ح 5 .

 

 

 

                            ****************************

               ********************************************

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 7:45 موضوع حضرت مهدي (عج) | لينک ثابت


حديث اخلاقي

 

 

 

 

لا يَقُومَنَّ الرَّجُلُ فِي الصَّلاةِ مُتَكاسِلاً

 

يعني نبايد مرد مؤمن با حالت كسلي نماز بخواند.


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 0:42 موضوع اخلاق | لينک ثابت


شعر غدیر (برای کودکان)

 

 

غدیر

غدير چشمة جوشان        غدير ، آب خروشان

غدير، يه بركة خوب         غدير، يه روز محبوب

غدير، يه روز زيبا         يه عيدِ خوبِ خدا

غدير، عيد ولايت           شده روز هدايت

پيغمبر خدا گفت            نبي مصطفي گفت:

«علي امام شماست           برايتان رهنماست»

امام متقينه                اميرالمؤمنينه

حرف شيطون گوش نشه           غدير فراموش نشه

ما بچه‌هاي شيعه           با هم مي‌گيم هميشه

غديرو دوست مي‌داريم          جشناي خوب مي گيريم

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 0:25 موضوع شعر و ادب | لينک ثابت


شعر فارسی شيعه در ايران

 

 

 

گلچيني از شعر فارسي شيعه در ايران

 

     شعر پديده‌اي است هنري كه با عواطف و احساسات و تخيّلات آدمي رابطه‌اي مستقيم و ناگسستني دارد، و اگر در خدمت تعالي انسان و تهذيب نفس آدمي قرار گيرد، بسياري از خواست هاي معنوي او را به كمال مطلوب تواند رساند، و از همين جاست كه رسول اكرم ( ص ) شعري را كه در خدمت اهداف اسلامي بود، مي ستود و مي‌فرمود: « انّ مِنَ الشِّعرِ لِحِكمَه » يعني بعضي از اشعار داراي حكمت هستند.

     از طرفي مي دانيم كه شاعر با توجه به نمايه ها و مصاديق عقيدتي، محيطي و اجتماعي خود به سرودن شعر مي پردازد. پس از ظهور دين مبين اسلام و گسترش آن در ايران، و به دنبال پيدايش زبان فارسي دري و تأثير قرآن مجيد و احاديث نبوي و پيدايش شخصيت‌هاي ممتاز ديني ـ اجتماعي، عدّه‌اي از شاعران فارسي زبان، شعر خود را با مفاهيم اسلامي در آميختند، به اين نيّت كه حقايق و معارف اسلامي را با صبغه‌ي هنري عرضه كنند.[i][1] ناگفته نمانَد كه شعر غير فارسي شيعه از آغازين سال‌هاي ظهور شيعه در زمان حيات مبارك حضرت رسول (ص) به دفاع از اسلام راستين كه همانا اسلام محمد و علي و يازده فرزند شريف اوست، پرداخت كه جويندگان مي‌توانند به كتاب‌هايي نظير الغدير، دايره المعارف تشيّع جلد اوّل ذيل « ادب شيعه » و نيز كتاب مدايح رضوي كه مقدمه‌اي مفصّل دراين باره دارد، مراجعه كنند.

     نهضت شيعه در شعر فارسي را مي‌توان به بخش‌هايي تقسيم كرد كه در اين سري مقالات به آن‌ها خواهيم پرداخت و در مقاله‌ي حاضر به بخش نخستين آن مي‌پردازيم:

 

الف ) نهضت شيعه در شعر فارسيِ سده هاي چهارم تا ششم

     نهضت شيعه در شعر فارسي در سده هاي چهارم تا ششم به شيوه‌اي كه شاعران از وقايع تاريخي و نمايه‌ هاي مذهب شيعه بهره برده‌اند، شروع شد. اين شاعران، ستايشگرانِ تقوا و فضيلت بودند و هرگز چشمداشتِ مادّي نداشتند. شاعران مؤمن و وابسته به مكتب فضيلت اهل بيت، هميشه مدافع حق و مدّاحِ حقيقت و فرياد گر و زبانِ گوياي محرومان و مظلومان بودند از اين رو، ساختن مراثي و سرودن قصايد در مناقب اهل بيت از امور عادي شاعران شيعي مذهب بود كه از دير باز معمول‌بوده است.[ii][2] با اين همه، تا عصر صفوي در اين زمينه به اشعار زيادي بر نمي خوريم زيرا تعصبات و مشاجرات مذهبي قرن پنجم و ششم هجري كه تمام ايران را در بر گرفته بود آن چنان با كشاكش‌هاي جاهلانه و خونريزي مغرضانه همراه بود كه خدا مي‌داند در اين ميان چه كتاب ها و رساله ها و ديوان‌هايي كه به آتش سفاهت و حماقت نسوخته تا جايي كه حتي نامي هم از آن ها بر جاي نمانده است،[iii][3] يعني در واقع بايد گفت اينان جز كساني هستند كه مي‌توان به آن ها شاعران بي ديوان گفت كه البته تعدادشان هم كم نيست كه در كتابي به همين نام به شرح حال تعدادي از آن ها بر مي خوريم. جالبتر اينكه متأسفانه شرح حال اين شاعران نيز محو شده و تنها به دلايلي غالباً ادبي، نامي از آن‌ها در مجموعه ها و جُنگ هاي ادبي آمده و الا بسياري از آن‌ها كه شاعراني درجه دوم و سوم بوده‌اند گمنام مانده‌اند. در كنار اين افراد كساني هم به دلايل گوناگون در طول تاريخ ادبيات ايران آن چنان مشهور شده‌اند كه با ذكر آثار آن‌ها احساس مي‌شود دچار تكرار مكررات مي‌شويم لذا در اين جا از آثار بزرگاني چون فردوسي و كسائي مروزي نمونه هايي ذكر نكرده‌ايم و به سراغ كساني رفته‌ايم كه از شهرت كمتري برخوردار بوده‌اند:

1)   كمال الدين بندار رازي

     او از بزرگان شعراي شيعي در اواخر قرن چهارم و اول قرن پنجم بود. او در مدح سادات ري و نواحي آن قصايدي دارد. بندار در خدمت آل بويه و صاحب بن عباد بوده و به سه زبان فارسي (دري)، عربي و رازي {(‌گويش مردم شهر ري}) شعر مي‌گفته است. وفات وي به سال 401 هجري قمري بوده است. در اين جا چند قطعه شعر از او را مي آوريم:

   دو بيتي زير را در واقع بايد ترجمه‌ي دو بيت از مولاي متقيان علي(ع) دانست :

 

            از مرگ حـذر كـردن دو روز روا نيست       روزي كه قضا باشد و روزي كه قضا نيست

              روزي‌كه قضا باشد و كوشش ندهد سود        روزي كه قضا نيست در او مرگ روا نيست

 

  دو بيتي زير كه به گويش رازي سروده شده است:

 

                        تا تـاج ولايت علي بر سـرمه            هر روز مرا خوش تر و نيكو تر مه

                          صد شكر كه پيشوا حيدر مه             از لطف خـداي و پاكـي مـادر مه[iv][4]

                                             

2 ) ابو زيد محمد بن غضائري رازي

او از شاعران اوايل قرن پنجم است كه در ري سكونت داشته و مدّاح بهاء الدوله ديلمي بوده است كه در اين جا سه بيت جالب از او را مي‌آوريم:

 

    مـرا شـفاعتِ اين پنـج تـن بسـنده بود          كه روز حشر بدين پنج تن رهـانم تـن

       بهين خلق و برادرش و دختر و دو پـسر         محمد و علي و فاطمه، حسين و حسن

       آيا كسي كه شدي معتصم به آل رسـول         زهي سعادت تو، لا تَـخَـف و لا تـَحزن[v][5]

 

3 )شيخ الرئيس ابو علي حسين بن عبد الله ابن سينا

او بزرگ ترين فيلسوف و طبيب قرن پنجم بود كه زندگي پر تنش و تحولي داشت و در دوران نا آرام و پر مشكلي مي زيست امّا از او دو بيتي جالبي به دست ما رسيده كه بيانگر علاقه‌ي اين دانشمند بزرگ به مولاي متقيان علي‌بن‌ابي‌طالب است:

 

  تا باده‌ي عشق در قدح ريخـتـه‌اند             و اندر پي عـشـق، عاشق انگيـختـه‌اند

    با جـان روانِ بـوعـلي، مهــر عـلي             چون شير و شكر به هـم بر آميخته‌اند[vi][6]

 

4 ) ابو الحسن عراقي

او دبير مخصوص سلطان مسعود بن محمد غزنوي بود كه در شوال سال 429 هجري‌قمري وفات يافت و بنا به نقل تواريخ، زنان به او دارو خوراندند و او را كشتند، و جالب‌تر اينكه بنا به وصيت او، وي را به طوس برده و در مشهدِعلي‌بن‌موسي‌الرضا‌( ع ) به خاك سپردند. متأسفانه، چيزي جز يك دو بيتي عاشقانه از او به ما نرسيده است كه البته در جُنگ ها و فرهنگ هاي لغت آمده آن هم به خاطر معني يك كلمه كه در گذشته به كار مي رفته است.[vii][7]

 

5 ) عبد الرحيم يا عبد الرحمن عياضي سرخسي

او شاعر نيمه‌ي دوم قرن پنجم است. او معاصر سلاطين سلجوقي بوده است كه در آثار به جاي مانده از او يك مرثيه به خاطر قتل علي‌بن‌حسن باخرزي ( قتل به سال 467 تا 468 ) آمده كه در آن به طرزي لطيف يادي از مظلوميت امام حسين ( ع ) شده است:

  

مسكين«علي‌حسن» كه از آن‌شوم‌كار زار          بي جرم، چون حسينِ‌علي‌كشته گشـت ‌زار

 شيـري بُـد او كـه بـود ادب، مـرغـزار او        گر كـشـته شـد عـجـب نـَبـُود شيرِ مرغزار[viii][8]

 

«پايان بخش اول»

جهانگير اميري

 

پي نوشت:‍



 



      

       1.         مدايح رضوي در شعر فارسي، احمد احمدي بيرجندي و سيد علي نقوي زاده، ص 1.

 

       2.         همان، ص 13 .

 

       3.         همان، ص 15.

 

       4.         شاعران بي ديوان، تأليف و تصحيح محمود مدبّري، ‌ص 376 366 با تلخيص .

 

       5.         همان، ص 466 457 با تلخيص .

 

       6.         همان، ص 473 469 با تلخيص .

 

       7.         همان، ص 501 .

 

       8.         همان، ص 562 560 با تلخيص .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 7:45 موضوع شعر و ادب | لينک ثابت


ميلاد امام رضا (ع)

 

   السلام عليك يا علي بن موسي الرضا (ع)

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 21:58 موضوع مناسبت ميلاد يا شهادت | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting ======================